زمانی که فهمیدم تو رو دارم
امروز اولین روزیه که فهمیدم خدا شما گل عزیزم رو تو وجود من گذاشته تا از لذت مادر شدن بی نصیب نباشم. خیلی حس قشنگیه که بدونی یه موجود بی گناه و کوچولو تو وجودته و بهت نیاز داره تا ازش مراقبت کنی و بهش زندگی ببخشی .امیدوارم لیاقت این رو داشته باشم تا از شما گل قشنگم محافظت کنم تا زود بزرگ بشی و بدنیا بیا و بپری تو بغل مامان. امروز برای بار دوم بی بی چک مثبت بود .امشب قرار مامان و بابا از مکه بیان فکر کنم رفتن خونه خدا و سفارش من و کردن تا نی نی دار بشم. راستش وقتی فهمیدم خیلی شوکه شدم نمیدونم چرا همش میزنم زیر گریه، فکر کنم از ذوقه آخه اصلا فکر نمیکردم انقدر زبل باشی و به این زودی بپری تو بغل مامان.خلاصه آخر شب که با بابایی برمیگشتیم خونه ...
نویسنده :
نفیسه
17:45




